مرضيه محمدزاده
1148
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ز طوفان دين لجّهى سهمگين * سبك بگذاراى كشتى آتشين * * * نترسى كه آه دل دردمند * بسوزد ترا چون بر آتش سپند ندانى كه بنياد افلاكيان * شود سست از نالهى خاكيان ندانى كه از گريهى چشم پاك * برد سيل بنياد افلاك و خاك ز طوفان آه دل سوخته * مشو ايمن اى شمع افروخته ز آه جگر خستگان زينهار * حذر كن كه بر هم زند روزگار * * * بترس از فغانى كه مضطر زند * كه آهى جهانى بهم برزند بود كز يكى نالهى مستمند * فتد رخنه در هفت كاخ بلند بود كز يكى آه طفل نزار * برآيد ز بنياد هستى دمار ملرزان دل دردمندى به كين * كه لرزد از او آسمان و زمين اگر گريه از سوز دل سر كند * به پا ناگهان شور محشر كند سرآيد درنگ زمين را زمان * به پايان رسد گردش آسمان بپيچد به هم دفتر كائنات * كشد خطّ بطلان به لوح حيات به پا گردد اندر جهان رستخيز * شود آسمان و زمين ريزريز نماند نشانى ازين دستگاه * نه گردون بماند نه خورشيد و ماه فرو افسرد در رگ روح دم * شود غرق گيتى به بحر عدم نماند ز آثار صنع قديم * مگر ذات قيّوم حىّ قديم « سنا » زين مصيبت فرو بند لب * برين در نگه دار شرط ادب نهنگ عدم چون گشايد دهان * بيو بارد آثار كون و مكان قلم خشك گردد به سر خطّ لا * زند بانگ الّا اللّه از خود صلا شود محو در نيستى هرچه هست * ز يك بانگ خيزد بلى والست ز طومار هستى يكى يادگار * نماند به جز ذات پروردگار « 1 »
--> ( 1 ) - ديوان سنا ؛ ص 205 - 208 .